حسن حسن زاده آملى

89

هزار و يك كلمه (فارسى)

العارفين اشارات فرمود : « العارف هشّ بشّ بسّام و كيف لا يهشّ و هو فرحان بالحق » در مرحوم آقاى استاد الهى قمشه‌اى برايم بنحو كامل تجلّى كرده است . و جناب آقاى الهى در إزاى طعن آنشيخ كارى كه كرده بود اين بود كه اين غزل را بسرود : اى شيخ مزن طعنه به گفتار الهى * ذوقى طلب از جذبهء اشعار الهى هر نكته كه در نظم الهى است حديثى است * از دفتر معشوق و ز انوار الهى افروخته جان ز آتش عشق است و عجب نيست * روشندلى از شمع شرر بار الهى هر مرغ زند نغمه‌اى از شوق در اين باغ * آيد به تفرّج سوى گلزار الهى گر طعنه زند صوفى و گر شيخ نرنجيم * غافل بود از مخزن اسرار الهى از مردم آزاده و ارباب صفا پرس * لطف سخن و طبع گهربار الهى هر عالم ربّانى و هر صوفى صافى است * پاك از حسد و شيد بود يار الهى راز دلم از نالهء جانسوز توان يافت * گر بشنوى آهنگ دل زار الهى من ذرّه خورشيد تو اى شاهد غيبم * با عشق تو افتاده سروكار الهى البته هركسى محسود اين و آن نمىشود مگر شخصيّت بارزى باشد . اين خود دليل بر علوّ مقام محسودين است . در كتاب شريف كافى ثقة الاسلام كلينى اعلى الله تعالى مقاماته دربارهء ائمه اطهار عليهم السلام بابى است بعنوان « باب أنّهم